همان حرف نگفته

 

قلب من آنقدر به درد آمده که گریه امانم نمی دهد.

کاش بودی!

   + زاگالو ; ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

انتها

4شنبه ساعت 1.54 بعد از ظهر

قلبم با سرعت نور داره می زنه!ناراحت

   + زاگالو ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

راه آبی ابریشم

دیشب بعد از ماه ها دوباره فرصتی دست داد وبا دوستان سینما رفتیم. راه آبی ابریشم را دیدم.

همین!

   + زاگالو ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

هوای ابری دل ما

مثلا امروز عید بود و مثلا همین چند روز پیش بود که شدیدا درگیر عروسی و بزن و بکوب بودیم اما دلمان آنقدر گرفته و غمگین است که ....

دیشب به جای خنده و خوردن شیرینی شب عید دلمان چنان شکست که نشستیم بسی گریه کردیمو تا خود صبح از شدت سرما خوردگی و گلو درد سرفه کردیم.امروز هم هرچه تلاش نمودیم تا دسته گلای به آب داده در راستای پایان نامه را درست کنیم و خیر سرمان مقاله مان را تا کنفرانس اول آذر برسانیم نشد که نشد. کاری است بس سخت و وقت گیر و البته من که کمی گیج و نابلد هستم. الان هم که آمدیم مثلا کمی الکی بخندیمو خودمان را به زور هم شده از این حال و هوا در بیاوریم گریه های دردناک هم سوئیتی مان که آنقدر پرسوز بود که صدای دردش به ما هم رسید حال و هوای ابری مان را بارانی کرد.

   + زاگالو ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

سلام

یعنی کسی هست که صدای فریدون آسرایی رو بخصوص شعر سلام اش رو دوس نداشته باشه؟!

سلام ای ناله بارون
سلام ای چشمای گریون
سلام روزهای تلخ
...


 

   + زاگالو ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

دوربین عکاسی

ساعت 3.17 نیمه شبه. باز طبق معمول هر شب چلمبه شدم پشت میزم گوشه ی اتاق. بچه ها یکی یکی خوابیدند.

بالاخره امروز بعد از ماه ها دست دست کردن و بی حوصله بودن برای خرید دوربین عکاسی دل خود را به قول معروف یک دل کرده ودوربین مدنظرمان را خریدیم. عکسش را گذاشتم برای سوزاندن دل شما که اگر دروغ نگفته باشم بیشتر از قیافه ی دوربین عاشق شده ایم.

پی نوشت:

باران باپشتکار فراوان کماکان در حال باریدن است.

 

 

 

   + زاگالو ; ۳:۱٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()
← صفحه بعد